ملیناملینا، تا این لحظه: 15 سال و 5 ماه و 5 روز سن داره

پرنسس کوچولوی من ملینا

کاردستی های جدید جدید :)

 لوستر کنفی   وسایل مورد نیاز چسب چوب - کاموا - بادکنک  برای آموزش مراحل کار لطفا به ادامه مطلب بروید . . . بادکنک را باد کرده وسرانرا ببندید . دایره ای به قطر 10 سانت سر بادکنک رسم کنید . درحالی که نخ را به چسب اغشته می کنید انرا به دور بادکنک بپیچید فقط محدوده مشخص شده را خالی بگذارید بعد از 24 ساعت که کاملا خشک شد بادکنک را سوراخ کرده و از داخل توپ کنفی خارج سازید با اتصال سیم و لامپ بعنوان اویز استفاده نمایید.   ...
22 بهمن 1391

کاردستی بره ناقلا !

کاردستی بره ناقلا   در این کاردستی ساده و جالب، طرز درست کردن گوسفند ناقلا از مواد ساده و دور ریختنی  یاد داده می شود. این کاردستی بسیار ساده و آسان است برای تمام سنین از مهد کودک تا بزرگسالان مناسب است. مواد لازم برای این کاردستی عبارتند از : روزنامه باطله، چسب کاغذی ، پنبه ، چسب مایع ، نی نوشابه ، مقوا ( می توانید از مقوا های دور ریختنی هم استفاده نمایید و آن را با ماژیک به رنگ سیاه در آورید).  برای آموزش مراحل کار لطفا به ادامه مطلب بروید . . .         در این کاردستی ساده و جالب، طرز درست کردن گوسفند ناقلا از مواد ساده و دور ریختنی  یاد داده می ش...
22 بهمن 1391

قصه قوطی کبریت های آقا موشه ( قصه ای که دخترم عاشششقشه )

قصه قوطی کبریت‌های آقا موشه مجموعه: شعر و قصه کودکانه   آ قا موشه عاشق جمع کردن قوطی کبریت بود. هر وقت یک قوطی کبریت خالی می دید، فوری آن را بر می داشت و به لانه اش  می برد؛ ولی خانم موشه اصلاً از این کار خوشش نمی آمد و مدام به او غر می زد. بالاخره یک روز با عصبانیت به آقا موشه گفت: «چقدر قوطی کبریت جمع می کنی؟! اینها که هیچ استفاده ای ندارد. تو باید همین امروز همه را دور بیندازی. من دیگر نمی توانم از بین این همه قوطی کبریت درست راه بروم.»   خانم موشه راه می رفت و حرص می خورد و می گفت: «اینجا جعبه، آنجا جعبه، همه جا پر از جعبه است. وای خدای من... تمام خانه پر شده. ...
16 بهمن 1391

اینم چنتا شعر کوتاه و خوشگل

  حسنی تو خواب راه می رفت   اتل متل حسنی تو خواب راه می رفت داشت دوباره به خونه ماه می رفت پیاده بود او ؟ نه بابا سواره سوار چی ؟  قایق ابر پاره تند و سریع به خونه ماه رسید ستاره شد صورت ماه رو بوسید حسنی حالا تو باغ آسمونه دلش می خواد کنار ماه بمونه       ماشین زنبور   اتل متل ماشین زنبور اومد تند و سریع زباغ انگور اومد همراه خود انگور تازه آورد تازه تر از باغ مغازه آورد آخ که چه قدر انگور اون شیرینه خداکنه یه وقت منو نبینه وگرنه دعوا می کنه زنبوره می گ...
16 بهمن 1391
1